جلیل بیات کارشناس ارشد روابط بین الملل

رابطه ایران و آمریکا ؛ خوب یا بد؟!

فاقد دیدگاه 37 Views

این روزها همزمان با سفر رئیس جمهور به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل بار دیگر بحث احتمال دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا در حاشیه این اجلاس داغ شده است.
مخالفین این اتفاق بر لزوم عدم رابطه با آمریکا تاکید کرده و به نوعی معتقدند روحانی نباید زمینه ارتباط میان دو کشور را فراهم کند.  مخالفان ایجاد رابطه میان ایران و آمریکا در پاسخ این سوال که “چرا باید با آمریکا رابطه داشت؟” عملا عنوان می کنند ایجاد رابطه میان ایران و آمریکا هیچ ضرورتی ندارد.
در پاسخ به اینها باید پرسید: چرا نباید با آمریکا رابطه داشت؟ به نظر می رسد نفع عدم رابطه میان ایران و آمریکا برای هر دو کشور کمتر از وضعیت کنونی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند از شرایط کنونی بیشترین نفع عاید کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس (به خصوص امارات)، ترکیه و عربستان شده است که توانسته اند با توجه به سردی روابط میان ایران و آمریکا بیشترین منفعت را به لحاظ “تجاری- اقتصادی” و “سیاسی– امنیتی” کسب کنند.
واقعیت این است که آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی قادر به ایفای نقش در تحولات مهم بین المللی است و در این میان می تواند مشکلاتی برای ایران در عرصه بین الملل ایجاد کند. از سوی دیگر ایران نیز بدون شک به عنوان یک قدرت منطقه ای از توان بالایی برای تاثیرگذاری بر معادلات منطقه برخوردار است و در این میان قادر است برای سیاست های آمریکا در منطقه ایجاد مشکل کند.
در سال های اخیر موارد متعددی از مسائل بین المللی حادث شده که بعضا ایران و آمریکا در آن موارد دارای منافع مشترک بوده اند که گاه در برخی از آنها (همچون مسئله افغانستان) با یکدیگر همکاری نیز داشته اند. این امر نشان می دهد دو کشور هم از پتانسیل همکاری با یکدیگر برخوردار هستند، هم زمینه های همکاری مشترک زیادی با یکدیگر دارند و از همه مهمتر در برخی موارد به توان و کمک یکدیگر نیازمندند. لذا منافع ایجاد رابطه میان دو کشور مسلما بیش از عدم رابطه میان آنهاست.
اما مخالفین ایجاد رابطه با آمریکا در ایران چه استدلال هایی دارند؟ در ادامه به این مسئله پرداخته و پاسخ خود را ارائه می کنیم.

آمریکا؛ کشوری ظالم و جنایتکار

مخالفین رابطه با آمریکا معتقدند نباید با آمریکا که تاکنون جنایت های بسیاری در حق مردم ایران و سایر کشورها انجام داده رابطه داشت. در نظر آنها ارتباط با آمریکا در نهایت می تواند به معنای تایید سیاست ها و جنایت های این کشور تلقی شود؛ لذا بهتر است با قطع رابطه نشان داد که ما با سیاست های این کشور مخالفیم. اینها آمریکا را یک دشمن دائمی برای خود تعریف می کنند که باید در هر زمان و هر کجا با سیاست های این کشور مقابله کرد!
در پاسخ باید گفت این دیدگاه نه تنها بر خلاف عقل سیاسی است؛ بلکه حتی خلاف سیره پیامبر و ائمه معصومین می باشد. در تاریخ اسلام آمده که پیامبر (ص) پس از چندین جنگ با کفار مکه به امر خداوند روی به صلح آورد. این تصمیم در نظر مسلمانان خوش نیامد و شروع به انتقاد کردند که نباید با کفار صلح نمود. اما بالاخره قرارداد صلح جاری شد و خداوند در آیاتی از “صلح حدیبیه” با عنوان “فتح الفتوح” نام برد. صلحی که مقدمه ای برای پیروزی بزرگ مسلمانان در آینده شد.
از سوی دیگر در مبانی فقهی شیعه از اسلام به عنوان یک دین سیاسی نام برده می شود. در این میان یکی از مشخصات مهم “سیاسی بودن”، “موقت بودن” و مشروط به “شرایط سیاسی” بودن است. بنابراین اگر اسلام یک “دین سیاسی” است، لاجرم باید تابع ملاحظات سیاسی باشد تا بتوان اقتضائات سیاست را بر آن بار کرد؛ چنانکه پیامبر نیز با مشرکین هم صلح کرد و هم جنگید و نه از صلح او می توان حکم ابدی اخذ کرد و نه از جنگ او.
به عبارت دیگر این شرایط و اقتضائات (منافع ملی یا مصالح اسلامی) است که حکم می کند روزی در مقابل آمریکا ایستاد و روزی با آن رابطه داشت و در این بین آمریکا، نه دوست دائمی ما است و نه دشمن دائمی، بلکه آنچه برای ما دائمی است منافع ملی ماست. لذا می توان گفت مذاکره و رابطه با آمریکا به هیچ وجه مغایر با فرامین دینی نیست.
اما به لحاظ سیاسی نیز می توان گفت در شرایط کنونی ایجاد رابطه میان ایران و آمریکا به سود منافع ملی هم خواهد بود. این یک “گزاره عقلانی” است که اگر میان دو فرد ( یا کشور) اختلاف و اصطکاک منافع وجود داشته باشد، در صورت گفتگو، مذاکره و رابطه بهتر می توانند مشکلات فی مابین را حل کنند تا اینکه میان آنها جنگ و خصومت باشد. بنابراین اگر ایران و آمریکا دارای روابط عادی با یکدیگر باشند بهتر می توانند در موضوعاتی چون پرونده هسته ای ایران، سوریه، عراق و … به تفاهم برسند.
همچنین بطلان “تأیید سیاست های ظالمانه آمریکا،در صورت رابطه” نیز آشکار است چه آن که کسی نمی تواند بگوید داشتن رابطه فیمابین ایران و روسیه به معنای تأیید ستم های روس هاست.

مخالفت امام (ره) با آمریکا

یکی دیگر از استدلال های مخالفین رابطه با آمریکا، استناد به سخنان حضرت امام (ره) درباره این کشور است. آنها معتقدند امام (ره) هیچگاه موافق مذاکره و رابطه با آمریکا نبودند و این کشور را “شیطان بزرگ” لقب دادند. از نظر اینها ایجاد رابطه با آمریکا در تقابل با دیدگاههای بنیانگذار انقلاب اسلامی است.
در پاسخ به این استدلال باید گفت اگرچه ما نیز باور داریم در دوره ای از تاریخ انقلاب (که سراسر عمر پربرکت امام (ره) را نیز شامل می شود) امام (ره) آمریکا را به عنوان دشمن اصلی ایران و اسلام معرفی کردند و بر لزوم تقابل با این کشور تاکید نمودند؛ اما آیا اگر ایشان اکنون در میان ما بودند همچنان همین نظر را داشتند؟ کسی پاسخ این سوال را نمی داند؛ اما می توان با توجه به برخی مسائل تا حدودی به پاسخ نزدیک شد.
اول آنکه امام (ره) هیچگاه در دوران عمر مبارک خود از لزوم قطع دائمی رابطه با آمریکا سخن نگفتند و حتی عنوان نمودند اگر آمریکا آدم شود می توان با آن مذاکره کرد. از سوی دیگر پس از کشتار حاجیان ایرانی در مکه که به دستور امام در مراسم برائت از مشرکین شعار مرگ بر آمریکا سر داده بودند، حضرت امام در سخنرانی معروف خود اعلام کردند که اگر ما از صدام و آمریکا بگذریم از ملک فهد (پادشاه عربستان) نخواهیم گذشت.
اما همه ما می دانیم که رابطه ایران و عربستان در همان دوران حیات امام از سر گرفته شد. این موضوع نشان می دهد حضرت امام (ره) با توجه به اهمیت موضوع “اقتضائات زمانه” در فقه شیعه هیچ حکمی را ابدی نمی دانستند. در سال های اخیر نیز شاهد بوده ایم که نوه بزرگوار ایشان حجت السلام سید حسن خمینی بارها حتی بر لزوم اجتهاد در دیدگاههای حضرت امام (ره) تاکید کرده اند.
لذا شاید بتوان گفت اگر شرایط اقتضاء می کرد حضرت امام (ره) نیز در دوران حیات مبارک خود به ایجاد رابطه با آمریکا اقدام می کردند؛ کما اینکه امروز رهبر انقلاب نیز عنوان می کنند اگر روزی تشخیص داده شود باید با آمریکا رابطه داشت ایشان خود در این امر پیش قدم خواهند شد.

پیشنهاد مطالعه

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد. پر کردن فیلدهای علامتگذاری شده اجباری است. (ضروری)

اهواز تا قسمتی ابری
٣۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢٩.٣۶(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
رطوبت ٢٩.٣۶(in)