احسان ابرهام
کارشناس ارشد حوزه فناوری اطلاعات ؛
وقتی اطلاعات شخصی بیشتر از نیاز ما جمعآوری میشود؛ امنیت داده، حریم خصوصی و خطری که نباید نادیده گرفت
از مطب پزشک و آزمایشگاه تا بانک، فروشگاه، اپلیکیشن و سامانههای دولتی؛ چرا باید بدانیم چه اطلاعاتی از ما گرفته میشود و با آن چه اتفاقی میافتد؟
مقدمه
امروز تقریباً هیچکس بدون ارائه اطلاعات شخصی نمیتواند از بسیاری از خدمات روزمره استفاده کند. برای مراجعه به پزشک، ثبتنام در یک سامانه، دریافت خدمات بانکی، خرید اینترنتی، استفاده از اپلیکیشنها یا حتی دریافت بعضی خدمات عمومی، ممکن است نام، شماره تلفن، کد ملی، تاریخ تولد، نشانی، اطلاعات مالی یا حتی اطلاعات پزشکی خود را در اختیار یک سازمان یا کسبوکار قرار دهیم.
در نگاه اول، این موضوع طبیعی به نظر میرسد. پزشک برای تشکیل پرونده پزشکی به اطلاعات بیمار نیاز دارد و بانک برای ارائه خدمات مالی باید هویت مشتری را بداند.
اما یک پرسش مهم وجود دارد:
آیا هر اطلاعاتی که میتوان جمعآوری کرد، واقعاً لازم است جمعآوری شود؟
و پرسش مهمتر:
آیا اطلاعاتی که برای یک هدف مشخص در اختیار یک سازمان قرار دادهایم، ممکن است بعدها برای اهداف دیگری مورد استفاده قرار گیرد؟
این پرسشها در عصر دیجیتال اهمیت بسیار بیشتری پیدا کردهاند؛ زیرا اطلاعات شخصی دیگر فقط چند برگه کاغذ در یک پرونده نیست. دادهها میتوانند در پایگاههای اطلاعاتی ذخیره، به دادههای دیگر متصل، تحلیل و حتی برای ساختن تصویری بسیار دقیق از یک فرد استفاده شوند.
اصول شناختهشده جهانی در حوزه حفاظت از داده نیز بر همین موضوع تأکید دارند: اطلاعات باید برای هدف مشخص جمعآوری شود، مقدار آن محدود به نیاز واقعی باشد، استفاده از آن شفاف باشد و اقدامات امنیتی مناسب برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز انجام شود.
اطلاعات شخصی فقط «نام و شماره ملی» نیست
وقتی درباره اطلاعات شخصی صحبت میکنیم، بسیاری از مردم تصور میکنند منظور فقط نام، شماره ملی یا شماره تلفن است.
اما واقعیت بسیار گستردهتر است.
اطلاعات شخصی میتواند شامل مواردی مانند:
نام و نام خانوادگی
شماره ملی و شماره شناسنامه
شماره تلفن و نشانی
تاریخ تولد
اطلاعات مالی و بانکی
سوابق خرید
اطلاعات شغلی
تصاویر و فایلهای صوتی و تصویری
اطلاعات مربوط به موقعیت مکانی
سوابق مراجعه به مراکز مختلف
اطلاعات پزشکی و دارویی
نتایج آزمایشها و تصویربرداریها
اطلاعات بیمه
اطلاعات مربوط به اعضای خانواده باشد.
حتی بعضی دادهها که بهتنهایی اهمیت زیادی ندارند، در کنار یکدیگر میتوانند اطلاعات بسیار حساسی ایجاد کنند.
برای مثال، شماره تلفن بهتنهایی شاید اطلاعات زیادی درباره یک فرد نشان ندهد. اما اگر همان شماره تلفن با نام، محل سکونت، شغل، سوابق خرید، سوابق درمانی و اطلاعات مالی ترکیب شود، تصویر بسیار متفاوتی ایجاد خواهد شد.
ارزش واقعی اطلاعات، گاهی نه در یک داده منفرد، بلکه در ارتباط میان دادههاست.
خطر اصلی همیشه «سرقت اطلاعات» نیست
وقتی درباره امنیت داده صحبت میکنیم، معمولاً ذهن ما به سمت هک شدن یا سرقت اطلاعات میرود.
اما یک خطر دیگر نیز وجود دارد که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد:
جمعآوری بیش از حد اطلاعات
فرض کنید برای دریافت یک خدمت ساده، اطلاعاتی از شما درخواست شود که بخشی از آن ارتباط مستقیمی با آن خدمت ندارد.
ممکن است هر سؤال بهتنهایی بیاهمیت به نظر برسد. اما اگر اطلاعات در طول زمان و از منابع مختلف جمعآوری شوند، امکان ایجاد یک «پروفایل اطلاعاتی» از فرد به وجود میآید.
به زبان ساده، ممکن است یک سازمان فقط اطلاعات مربوط به یک خدمت را نداشته باشد؛ بلکه بتواند به مرور زمان بفهمد:
این فرد چه کسی است، کجا زندگی میکند، چه کاری انجام میدهد، چه خدماتی دریافت میکند، چه چیزهایی میخرد و چه ویژگیهایی دارد.
این همان نقطهای است که موضوع حریم خصوصی از یک مسئله ساده به یک مسئله جدی اجتماعی تبدیل میشود.
مطب پزشک؛ نمونهای بسیار حساس
مطب پزشک مثال بسیار خوبی برای درک اهمیت امنیت اطلاعات است.
بیمار ممکن است اطلاعاتی در اختیار پزشک یا مرکز درمانی قرار دهد که حتی اعضای خانواده او نیز از آن اطلاع نداشته باشند.
سوابق بیماری، داروهای مصرفی، نتایج آزمایشها، تصاویر پزشکی، سابقه جراحی، مشکلات روحی یا جسمی و بسیاری از اطلاعات دیگر میتوانند جزو خصوصیترین دادههای یک فرد باشند.
بنابراین مسئله فقط این نیست که «پرونده پزشکی هک نشود».
پرسشهای مهم دیگری نیز مطرح است:
چه کسانی به پرونده بیمار دسترسی دارند؟
آیا همه کارکنان باید بتوانند همه اطلاعات را ببینند؟
اطلاعات تا چه مدت نگهداری میشود؟
آیا اطلاعات برای هدف دیگری استفاده میشود؟
آیا اطلاعات بیمار به شخص یا سازمان دیگری منتقل میشود؟
آیا بیمار میداند اطلاعات او کجا و برای چه منظوری ذخیره میشود؟
اگر یک سامانه پزشکی به سامانه دیگری متصل باشد، چه مقدار از اطلاعات بیمار منتقل میشود؟
در حوزه سلامت، اهمیت این موضوع حتی بیشتر است؛ زیرا اتصال و تحلیل دادههای پزشکی میتواند برای بهبود درمان، پژوهش و سیاستگذاری مفید باشد، اما همزمان خطر نقض حریم خصوصی و سوءاستفاده از دادهها را نیز افزایش میدهد. OECD نیز بر ضرورت ایجاد سازوکارهای حاکمیت داده، شفافیت، ناشناسسازی و کنترلهای امنیتی در استفاده از دادههای سلامت تأکید کرده است.
از یک اطلاعات ساده تا کشف اطلاعات دیگر
یکی از موضوعاتی که باید بیشتر درباره آن صحبت شود، امکان استنتاج اطلاعات جدید از اطلاعات موجود است.
فرض کنیم فردی در یک سامانه، اطلاعات محدودی وارد میکند.
اگر این اطلاعات با اطلاعات دیگری ترکیب شود، ممکن است بتوان ویژگیهایی را درباره فرد استنباط کرد که او هیچگاه مستقیماً ارائه نکرده است.
برای مثال:
اطلاعات خرید + اطلاعات مکانی + اطلاعات تماس + زمان مراجعه + سوابق استفاده از خدمات
میتواند الگوهایی ایجاد کند که درباره رفتار فرد اطلاعات بیشتری نشان میدهد.
در نتیجه، مسئله فقط این نیست که:
«چه اطلاعاتی از من گرفتهاند؟»
بلکه باید پرسید:
«از ترکیب اطلاعاتی که از من دارند، چه چیزهایی میتوانند درباره من بفهمند؟»
این تفاوت بسیار مهم است.
در دنیای دادهمحور، گاهی اطلاعاتی که فرد هرگز بهصورت مستقیم اعلام نکرده، میتواند از کنار هم گذاشتن دادههای مختلف قابل استنتاج باشد.
«برای ارائه خدمات لازم است» نباید تبدیل به پاسخ همیشگی شود
یکی از اصول مهم حفاظت از داده، کاهش جمعآوری اطلاعات به میزان لازم یا Data Minimization است.
بر اساس این اصل، سازمان باید فقط اطلاعاتی را جمعآوری کند که برای هدف مشخص و مشروع خود واقعاً نیاز دارد. همچنین هدف استفاده از داده باید برای فرد روشن باشد.
بنابراین میان این دو جمله تفاوت بزرگی وجود دارد:
«این اطلاعات برای ارائه این خدمت ضروری است.»
و:
«این اطلاعات ممکن است برای اهداف مختلف در آینده مورد استفاده قرار گیرد.»
در حالت اول، رابطه میان داده و خدمت مشخص است.
در حالت دوم، دامنه استفاده از اطلاعات مبهم میشود.
هرچه هدف جمعآوری اطلاعات مبهمتر باشد، ضرورت توجه به حریم خصوصی و امنیت نیز بیشتر میشود.
رضایت دادن، به معنی چشمپوشی از حریم خصوصی نیست
گاهی هنگام ثبتنام در یک سامانه، با یک متن طولانی مواجه میشویم و بدون خواندن آن گزینه «موافقم» را انتخاب میکنیم.
اما رضایت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که فرد بداند:
چه اطلاعاتی؟ برای چه هدفی؟ توسط چه کسی؟ برای چه مدتی؟ و در اختیار چه کسانی؟
قرار دادن یک متن بسیار طولانی و پیچیده در مقابل کاربر و انتظار اینکه او همه آن را مطالعه کند، لزوماً به معنای شفافیت واقعی نیست.
اطلاعات مربوط به نحوه استفاده از داده باید تا حد امکان روشن، قابل فهم و در دسترس باشد. OECD نیز در توصیههای مربوط به دادههای سلامت بر ارائه اطلاعات روشن درباره هدف پردازش، مبنای قانونی و امکان دسترسی اشخاص ثالث تأکید کرده است.
چرا اطلاعات پزشکی، مالی و هویتی باید با حساسیت بیشتری محافظت شوند؟
همه اطلاعات ارزش و حساسیت یکسانی ندارند.
اگر اطلاعاتی مانند نام یا یک شماره تلفن افشا شود، ممکن است مشکلاتی ایجاد شود؛ اما افشای برخی اطلاعات پزشکی، مالی یا هویتی میتواند پیامدهای بسیار جدیتری داشته باشد.
برای مثال، افشای اطلاعات حساس ممکن است زمینهساز مواردی مانند:
کلاهبرداری
جعل هویت
اخاذی
سوءاستفاده مالی
تبلیغات هدفمند و ناخواسته
تبعیض
آسیب اجتماعی یا شغلی
آسیب به اعتبار فرد
سوءاستفاده از اطلاعات اعضای خانواده شود.
به همین دلیل، امنیت داده صرفاً یک موضوع فنی برای متخصصان فناوری اطلاعات نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اجتماعی و حقوق شهروندی است.
یک پایگاه داده بزرگ، لزوماً یک پایگاه داده خوب نیست
گاهی تصور میشود هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار یک سازمان باشد، تصمیمگیری بهتر خواهد بود.
اما این دیدگاه همیشه درست نیست.
جمعآوری اطلاعات اضافی میتواند هزینههای امنیتی، مدیریتی و حقوقی بیشتری ایجاد کند.
هر داده اضافی یک نقطه بالقوه برای خطا، افشا یا سوءاستفاده است.
به همین دلیل، یک سؤال مهم در طراحی سامانههای اطلاعاتی باید این باشد:
اگر این اطلاعات را نگیریم، آیا واقعاً نمیتوانیم خدمت موردنظر را ارائه کنیم؟
اگر پاسخ «بله، میتوانیم» باشد، شاید اساساً نیازی به جمعآوری آن اطلاعات وجود نداشته باشد.
این همان فلسفهای است که در اصول حفاظت از داده با مفاهیمی مانند «محدودیت جمعآوری» و «حداقلسازی داده» مطرح شده است.
امنیت فقط رمز عبور نیست
وقتی صحبت از امنیت اطلاعات میشود، بسیاری از سازمانها به رمز عبور، آنتیویروس یا فایروال فکر میکنند.
اما امنیت واقعی مجموعهای از اقدامات فنی و مدیریتی است.
برای مثال:
چه کسی اجازه دسترسی دارد؟
کارمند پذیرش یک مرکز درمانی الزاماً نباید به تمام اطلاعات پزشکی بیماران دسترسی داشته باشد.
آیا دسترسیها ثبت میشوند؟
باید مشخص باشد چه کسی، چه زمانی و به چه اطلاعاتی دسترسی داشته است.
اگر اطلاعاتی به سامانه دیگری منتقل شود چه؟
انتقال داده باید هدف مشخص و کنترلهای امنیتی مناسب داشته باشد.
اگر کارمند سازمان تغییر کند چه؟
دسترسیهای او باید بهموقع لغو یا اصلاح شود.
اگر اطلاعات دیگر مورد نیاز نباشد چه اتفاقی میافتد؟
نباید دادهها بدون دلیل برای همیشه نگهداری شوند.
اصل محدودیت نگهداری نیز بر همین موضوع تأکید دارد: داده شخصی نباید بیش از مدت لازم برای هدف موردنظر قابل شناسایی باقی بماند.
خطر «اتصال سامانهها» را نباید فراموش کرد
اتصال سامانهها میتواند خدمات را سریعتر و بهتر کند.
برای مثال، اگر اطلاعات یک بیمار بهصورت امن میان مراکز درمانی مجاز منتقل شود، پزشک ممکن است بتواند سابقه درمانی بیمار را سریعتر مشاهده کند.
اما اتصال سامانهها یک روی دیگر هم دارد.
هرچه پایگاههای اطلاعاتی بیشتری به یکدیگر متصل شوند، امکان ایجاد تصویر جامعتری از افراد نیز افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، اتصال سامانهها باید همراه با قواعد مشخص درباره:
هدف استفاده
سطح دسترسی
محدوده اطلاعات قابل مشاهده
ثبت رویدادها
مدت نگهداری
مسئولیت سازمانها
امنیت انتقال
امکان نظارت و حسابرسی
باشد.
قابلیت فنی برای دسترسی به اطلاعات، نباید به معنی مجاز بودن دسترسی باشد.
مردم چه سؤالاتی باید بپرسند؟
حفاظت از اطلاعات فقط مسئولیت سازمانها نیست. شهروندان نیز میتوانند با چند سؤال ساده آگاهی بیشتری پیدا کنند.
هنگام ارائه اطلاعات شخصی، میتوان پرسید:
۱. این اطلاعات دقیقاً برای چه کاری لازم است؟
۲. آیا همه این اطلاعات ضروری است یا برخی موارد اختیاری است؟
۳. چه کسانی به اطلاعات من دسترسی خواهند داشت؟
۴. اطلاعات من تا چه زمانی نگهداری میشود؟
۵. آیا اطلاعات به سازمان دیگری منتقل میشود؟
۶. آیا از اطلاعات برای اهداف دیگری مانند تحلیل، تبلیغات یا پژوهش استفاده میشود؟
۷. اگر اطلاعات من دیگر لازم نباشد، چه اتفاقی برای آن میافتد؟
پرسیدن این سؤالها به معنای بیاعتمادی نیست.
برعکس، شفافیت درباره دادهها یکی از پایههای اعتماد است.
OECD نیز حریم خصوصی را یکی از عوامل اساسی ایجاد اعتماد در جمعآوری و استفاده از دادهها میداند.
سازمانها نیز باید یک سؤال اساسی را از خود بپرسند
هر سازمانی که اطلاعات مردم را جمعآوری میکند، بهتر است پیش از طراحی یک فرم یا سامانه جدید از خود بپرسد:
اگر این اطلاعات روزی افشا شود، آیا میتوانیم از ضرورت جمعآوری آن دفاع کنیم؟
این سؤال ساده میتواند بسیاری از مشکلات را پیش از وقوع کاهش دهد.
امنیت داده نباید بعد از ساخت سامانه به آن اضافه شود.
امنیت و حریم خصوصی باید از مرحله طراحی در نظر گرفته شوند.
همچنین سازمان باید بتواند مسئولیت خود در قبال اطلاعات را مشخص کند و سازوکارهای کنترل، حسابرسی، مدیریت ریسک و آموزش کارکنان را در اختیار داشته باشد. OECD در حوزه دادههای سلامت نیز بر همین کنترلها و مسئولیتپذیری تأکید کرده است.
هوش مصنوعی، اهمیت موضوع را چند برابر کرده است
ورود هوش مصنوعی باعث شده ارزش دادهها بیشتر از گذشته شود.
هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از اطلاعات را تحلیل و میان دادههایی که در نگاه اول ارتباطی با یکدیگر ندارند، الگو پیدا کند.
به همین دلیل، پرسش آینده فقط این نیست که:
«چه دادهای جمعآوری میشود؟»
بلکه باید پرسید:
«با فناوریهای جدید، از این دادهها چه چیزهایی قابل استخراج است؟»
هرچه توانایی تحلیل داده بیشتر شود، ضرورت محدود کردن جمعآوری اطلاعات غیرضروری و تعیین دقیق هدف استفاده از داده نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
OECD نیز با اشاره به پیچیدهتر شدن استفادههای پیشبینینشده از دادهها، بهویژه در عصر هوش مصنوعی، بر اهمیت روزافزون حفاظت از حریم خصوصی تأکید کرده است.
راهحل، توقف جمعآوری داده نیست
نباید تصور کرد که راهحل، جلوگیری از دیجیتالی شدن یا توقف جمعآوری اطلاعات است.
داده میتواند برای جامعه بسیار مفید باشد.
در حوزه سلامت، تحلیل دادهها میتواند به تحقیقات پزشکی، بهبود کیفیت درمان، شناسایی مشکلات نظام سلامت و تصمیمگیری بهتر کمک کند. OECD نیز بر ارزش استفاده مسئولانه از دادههای سلامت برای پژوهش و بهبود خدمات تأکید کرده است.
مسئله اصلی این نیست که:
«داده جمعآوری نشود.»
بلکه مسئله این است که:
«داده درست، به اندازه لازم، برای هدف مشخص، با امنیت کافی و با شفافیت مناسب جمعآوری و استفاده شود.»
این تفاوت، اساس حکمرانی صحیح داده است.
در نهایت، داده متعلق به یک «انسان» است
گاهی در سازمانها، اطلاعات به شکل اعداد، رکوردها و فایلهای موجود در یک پایگاه داده دیده میشوند.
اما پشت هر رکورد یک انسان وجود دارد.
پشت یک شماره ملی، یک فرد قرار دارد.
پشت یک پرونده پزشکی، یک بیمار قرار دارد.
پشت یک شماره حساب، یک زندگی اقتصادی قرار دارد.
و پشت یک شماره تلفن، یک انسان با خانواده، روابط، شغل و زندگی خصوصی خود قرار دارد.
بنابراین امنیت اطلاعات نباید صرفاً به معنای محافظت از «داده» باشد؛ بلکه باید آن را محافظت از انسان در برابر پیامدهای سوءاستفاده از داده بدانیم.
جمعبندی
جامعه دیجیتال بدون داده امکانپذیر نیست؛ اما جامعه دیجیتال بدون اعتماد نیز پایدار نخواهد بود.
هر بار که فردی اطلاعات خود را در اختیار یک مطب، بانک، سازمان دولتی، شرکت خصوصی یا یک سامانه اینترنتی قرار میدهد، در واقع بخشی از حریم خصوصی خود را به آن مجموعه میسپارد.
این اعتماد باید پاسخ شایستهای داشته باشد.
سازمانها باید بدانند چرا اطلاعاتی را جمعآوری میکنند، چه مقدار از آن لازم است، چه کسی به آن دسترسی دارد، چقدر نگهداری میشود و برای چه هدفی مورد استفاده قرار میگیرد.
و مردم نیز باید بدانند که پرسیدن درباره سرنوشت اطلاعات شخصی خود، یک رفتار افراطی یا نشانه بیاعتمادی نیست؛ بلکه بخشی از حقوق و مسئولیت شهروندی در عصر اطلاعات است.
در نهایت، شاید یکی از مهمترین اصولی که باید در طراحی سامانههای عمومی و خصوصی پذیرفته شود این باشد:
هر اطلاعاتی که میتوان جمعآوری کرد، الزاماً اطلاعاتی نیست که باید جمعآوری کرد.
و شاید مهمتر از آن:
امنیت اطلاعات، امنیت انسان است.
منابع و مبانی
این مقاله بر پایه اصول عمومی حفاظت از داده و حریم خصوصی از جمله «محدودیت جمعآوری»، «تعیین هدف»، «محدودیت استفاده»، «حداقلسازی داده»، «محدودیت نگهداری»، «محرمانگی و امنیت» و «پاسخگویی» تنظیم شده است. این اصول در چارچوبهایی مانند دستورالعملهای OECD و مقررات حفاظت از داده اتحادیه اروپا مورد تأکید قرار گرفتهاند.
احسان ابرهام
کارشناس ارشد حوزه فناوری اطلاعات









دیدگاهتان را بنویسید